|
من شما را از اتش شعله ور دوزخ ترسانیدم اگه ساختم...هیچکس دران اتش نیفتد مگر... مگر شقی ترین خلق ... پس خدایا ما را به راه راست هدایت فرما.راه کسانی که به ان ها انعام فرمودی. نه راه کسانی که بر ان ها خشم گرفته ای... و نه راه گمراهان.(سوره ی لیل.سوره ی فاتح.قران کریم)
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد بدست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یک ریز و پی در پی دم گرم خویش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشکند دایم سکوت مرگبارم را
بی تو می میرم همه بودونبود
بیا پرکن من و ای خورشید دل سرد بی تو می میرم مثل قلب چراغ نور تو بودی کی تورو از من جداکرد؟ خنده ی من از گریه ی غم انگیز توست کارم از گریه گذشته بدان می خندم....!! دل نیست چوکبوتر که بهر بامی نشیند ما از سرهربامی که گذشتیم..........گذشتیم زیرلب زمزمه کردم کی می تونه من دیونه رو از من بگیره؟اون قدر باشه که دل و دستش بدم و چیزی نپرسم . دیگه حرفی نمی مونه بهر نگاهش . اره بارون میومد خوب یادمه. . . .!!
بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذرنگی................ (یاد باد فرهاد) سال نو سبز
دکتر علی شریعتی:
*نامم را پدرم انتخاب کرد، نام خانوادگي ام را يکي از اجدادم! ديگر بس است! راهم را خودم انتخاب خواهم کرد. *وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است. *اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است. *وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم بخندم، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم. حمید مصدق: *در دلم ارزوی امدنت می میرد. رفته ای اینک اما باز بر می گردی؟ چه ارزوی محالی خنده ام می گیرد. *قصه ی بی سروسامانی من را باد با برگ ها می گفت. *چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم.خانه اش ویران باد. شاملو: *دلم برای کسی تنگ است شکسپیر: *خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد. *چیزی را بگو که به ان ایمان داشته باشی.چیزی را بنویس که مطمئن باشی وچیزی را امضا کن که به ان عمل کنی. پس:دوستت دارم(امضا) سهراب سپهری: *بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه ی عشق ترست. *زندگی بعد درختی ست به چشم حشره. خدا: ***الله یحب القلوب الکسیر((خدا دل شکستگان را دوست دارد))***
چه روزها که یک به یک غروب شد و نیامدی*****چه بغضها که در گلو رسوب شد و نیامدی
خلیل اتشین سخن تبر به دوش بت شکن*****خدا دوباره سنگ و چوب شد و نیامدی برای ما که خسته دل و شکسته ایم نه*****برای عده ای چه خوب شد که نیامدی تمام طول هفته را به جمعه چشم دوخته ام*****باز صبح ظهر نه غروب شد و نیامدی
نه از اغاز چنین رسمی بود و نه فرجام چنان خواهد شد که کسی جز تو تورا دریابد تو در این راه رسیدن به خودت تنهایی ظلمتی هست اگر چشم از کوچه ی یاری بردار و فراموش کن این کهنه خیال نور فانوس رفیقی که تورا دریابد دست یاری که بکوبد در را پرده از پنجره ها برگیرد قفل را بکشاید کوله بارت بردار دست تنهایی خود را تو بگیر و از اینه بپرس منزل روشن خورشید کجاست؟ شوق دریا اگرت هست روان باید بود ور نه در حسرت همراهی رودی به زمین خواهی شد مقصد از شوق رسیدن خالی ست راه سرشار امید و بدان کین امروز منتظر فردایست که تو دیروز در امید وصالش بودی بهترین لحظه ی راهی شدنت اکنون است لحظه را دریابیم باور روز برای گذر از شب کافیست ******************************* که از اغاز چنین رسمی بود و سر انجام چنان خواهد شد
|
About
درود
Home
|